السيد الخميني
حاشيه بر رسالهء ارث 94
رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )
ششم : آن كه سدس از نصف يا از سه ربع تركه بر فرض اتحاد اصول ، و ثلث از نصف يا از سه ربع تركه بر فرض تعدد اصول حق آنها خواهد بود ، و آن در صورت انحصار وارث است به اولاد عمومهء امّى و به اولاد عمومهء ابوينى يا ابى و به احد الزوجين . و كيفيت قسمت چنان است كه گفته شد . هفتم : آن كه سدس از ثلثين تركه بر فرض اتحاد اصول ، و ثلث از ثلثين تركه بر فرض تعدد اصول حق آنها خواهد بود ، و آن در صورت انحصار وارث است به اولاد عمومهء امّى و به اولاد عمومهء ابوينى و به اولاد مطلق خئوله . و كيفيت قسمت چنان است كه گفته شد . هشتم : آن كه سدس از يك سدس يا از دو سدس و نيم تركه بر فرض اتحاد اصول ، و ثلث از سدس يا از دو سدس و نيم بر فرض تعدد اصول حق آنها مىباشد ، و آن در صورتى است كه وارث ميت اولاد عمومهء امّى و اولاد عمومهء ابوينى يا ابى و اولاد مطلق خئوله و احد الزوجين باشد . و كيفيت قسمت چنان است كه گفته شد . و مخفى نماناد كه در ضمن اين مسأله كيفيت و اقسام ارث خود عمومهء امّى هم معلوم شد ، بلكه كيفيت و اقسام ارث عمومهء ابوينى يا ابى و اولادشان نيز معلوم مىشود . قاعدهء سوم : بدان كه با وجود عمومه و خئولهء ميت و اولادشان تا حدى كه صدق اسم نسب و رحميت بنمايد عرفاً ولو يك نفر باشند ، عمومه و خئولهء ابوين ميت و اولادشان وارث نخواهند بود . بلى اگر ابداً عمومه و خئولهء خود ميت و اولادشان نباشد ، عمومه و خئولهء ابوين ميت ارث مىبرند ، و اگر آنها هم نباشند اولادشان ارث مىبرند به تقديم الاقرب فالاقرب . و با نبودن عمومه و خئولهء ابوين ميت و اولادشان ، عمومه و خئوله جد و جدهء ميت و اولادشان ارث مىبرند ، ايضاً به تقديم الاقرب فالاقرب . و توضيح اين قاعده به مثال آن است كه هرگاه وارث فعلى ميت منحصر باشد از